طراح قالب وبلاگ EWww.Gnm.Blogfa.Com

این وبلاگ وابسته به هیچ حزب و ارگان سياسي یا اپوزسیون مخالف جمهوری اسلامی نیست مطالب وبلاگ بيشتر به مشکلات مردم کرد ايران بخصوص کردهای نقده (سندوس ) مي بردازد تا از ظلم و ستمی که در طول تاریخ بر این ملت رواشده در ابعاد مختلف بحث نماید این وبلاگ هر گز قصد آزار و توهین به هیچ کس و قوم و ملتی ندارد .ما كردها خواستار حقوق برابر و اتحاد ما بين اقوام مختلف در ايران مي باشيم مطالب وبلاگ فقط نظریات شخصی نویسنده است از کسانی که به وبلاگ سر می زنند خواهش می شود بیشتر به محتويات مطالب توجه نمايند و در همون مورد نظر دهند.با تشكر از همه ي شما عزيزان
کاوه اهوازی
پانترکها را از ایران بیرون کنیم
ترور و کشتار ترکها در طول تاریخ
کردهای خراسان
سلماس كردستان
كردستان شمالي ( آذربايجان غربي )
کاراز با پان ترکیسم توسط سرور یاشار
وبلاگ طنز گونه ميهن پرست (بچه پارس)
نقده دروازه ي كردستان
وبلاگ آماژه ( اشاره كردستان )
حکومت جنگ طلب ترکیه
مسئله ی ترک
نقده قدس ایران ( همیشه کردستانی )
گیلکان امروز
خوی شهر همیشه کردستانی
زیبا تر از هر نامی ( کردستان شمالی) جاویدان باد
بدون سانسور
از مغولستان تا کردستان
عبدالعزیز مولودی
چاپ گفتگوی كریم جعفری با دوست عزیزم احسان هوشمند با عنوان قوم گرایی د
در گذشته در نقد نوشتهها و البته اكثر گفتههای آقای هوشمند من از اصطلاح "آشفته گویی" استفاده كردهام، و اعتقاد كنونی نیز دارم كه باز آشفته گویی كردهاند. چرا كه معمول ایشان آن است كه وقتی به سئوالی پاسخ میدهند بجای پاسخ صریح به سئوال مشخص، موضوعات مختلفی را باز میكنند و دست آخر نبسته رها میكنند. این روش را نه به عنوان روشی در گفتگو میپذیرم، نه به عنوان روش علمی در طرح موضوعی مشخص، آنهم مسئله مهمی چون قومیتها (اقوام) در ایران.
حاکمیت های سیاسی تجزیه طلب هستند
عباس اظهری در نشست جنبش مسلمانان مبارز(22/2/87)
گزارشگر: نادر ایرانی به نقل از روزآنلاین
"قومیت های ایرانی" موضوع بحث این هفته جنبش مسلمانان مبارز بود كه دكتر عباس اظهری با بیان مطلب فوق، ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار داد. وی با ذكر اینكه بحث قومیت ها در شهرستان ها بیشتر باز شده و درتهران به آن كمتر پرداخته شده گفت: "مسئله قومیت ها مسئله جدیدی است و انتظار اولیه این است كه این بحث از سوی مخاطبان تهرانی نیز با چالش جدی مواجه شود". وی بحث "قومیت ها" را به عنوان یك شكاف فعال در گذشته واكنون جامعه ایران ذكر كرد و افزود: "برخورد جریانات ملی ـ مذهبی با موضوع قومیت ها نوعا از موضع خطر تجزیه ایران است در حالی كه مسئله ابعاد بی شماری دارد كه یكی از آن ابعاد خطر تجزیه ایران است."وی افزود: "در 30 سال گذشته بعد از جمهوری اسلامی تلفات زیادی از ناحیه برخورد قومی عاید ایران شده است. مثلا تلفات جنگ های داخلی در كردستان حدود 20 هزار نفر عنوان شده است".
دكتر اظهری شكاف قومی را در كنار شكاف های طبقاتی، جنسیتی، سنت ـ مدرن دانست و گفت: "مهمترین شكاف در شرایط كنونی شكاف قومی است. اقتصاد ایران به لحاظ ماهیت نفتی آن طرح تضاد طبقاتی را متفاوت از جوامعی كه اقتصادشان مبتنی برتولید و كار است دنبال می كند و دولت در ایران به عنوان مهمترین نیروی سرمایه گذاربه شكاف - مركز پیرامون دامن زده است."
وی در ادامه با اشاره به اینكه اقتصاد ایران در تهران و برخی كلان شهرها متمركز است و استان هایی كه از نظر قومی متفاوت هستند، سهم بسیار ناچیزی در اقتصاد ملی دارند گفت: "مثلا سهم كردستان از تولید ناخالص ملی 2/1 درصد، این سهم برای سیستان و بلوچستان 4/1 درصد و برای اصفهان حدود 4/8 درصد است".وی آنگاه جدایی دولت ـ ملت را در بخش مهمی مرتبط با سركوب آغاز دوره پهلوی علیه اقوام ایرانی دانست و اظهار داشت: "تقویت حس ملی مسئله ای است كه با مسئله اقوام ارتباط می یابد، به نحوی كه حس ملی در ایران در نسبت با دیگر كشورهای منطقه ضعیف ترین حس است، و این ساده انگاری است كه موضوع را تنها به حاكمیت و نحوه برخورد آن نسبت دهیم. درحالی كه موضوع عمیق تر ازاین هاست؛ شكاف قومی در همه زمینه ها وجود دارد ومانیاز به درمان این شكاف در همه زمینه ها داریم."
میراظهری روند جهانی شدن وسرنوشت قومیت ها در آن را موضوعی حایزاهمیت دانست و گفت: "از دیگر مسایل مهم، تغییرات ژئوپلتیك منطقه است. به وجود آمدن كشورهای جدیدی متعاقب فروپاشی شوروی نیز موضوعی قابل بررسی است".
وی درادامه طرح خاورمیانه بزرگ و سیاست قدرت های جهانی برای تغییر جغرافیای منطقه را مسئله ای خواند كه باید درارتباط با مسایل قومی مورد توجه واقع شود.
ناطق همچنین از دیگر پارامترهای مورد بررسی در حوزه قومیت هارا ظهور ماهواره و اینترنت خواند وگفت: "تاثیرتكنولوژی جدید ارتباطی در شكل گیری نواحی همزبان و همچنین تشكیل دولت های ناسیونالیست پیرامون ایران نیز از مواردی است كه كماكان باید مورد توجه واقع شود."
وی درادامه افزود: "امتداد قومی اقوام ایرانی دارای اهمیت بسیار است به این معنی كه هریك از اقوام ایرانی دارای یك عقبه خارج از مرز هستند به نحوی كه كردستان، سیستان بلوچستان، آذربایجان و عرب ها از این عقبه درخارج از مرز برخوردارند وحتی فارسی زبانان دارای عقبه زبانی در افغانستان وپاكستان هستند".
اظهری در ادامه سخنان خود ایران را اولین كشورجهان با بیشترین امتداد جغرافیای قومی در خارج از مرزهای خود و دومین كشور پرهمسایه ذكر كرد وگفت: "از این رو با هربحث در مورد قومیت ها، طرح خطر تجزیه توسط قومیت ها و ایجاد فوبیای قومیت ها صحیح به نظر نمی رسد. از این رو نیاز به بازتعریف هویت ملی و ملت داریم."
وی افزود: "ملت مفهوم جدیدی است که درگذشته با دین و مترادف با آن تعریف می شد. حال ما می خواهیم یك ویژگی مشترك را در یك سرزمین تاریخی كه مرزهای جغرافیایی فعلی اش بسیار كوچكتر از مرزهای فرهنگی اش است تعریف كنیم كه این موضوع در درون خود پیچیدگی های فراوانی را بروز می دهد."
اظهری با اشاره به اینكه "تعریف هویت ملی در كشور ما بسیار سخت تر از تعریف هویتی خواهد بود كه مثلا در كشور آذربایجان، یا بحرین می خواهد صورت بگیرد" افزود: "آن جا همه چیز یكنواخت ویكدست است و از این رو مسایل بسیار ساده تر برگزار می شود".
وی سپس در ارتباط با تاریخ چند هزارساله ایران گفت: "در كنار تمامی این شرایط، ایران دارای یك تاریخ چند هزار ساله است كه در دوره شاه تلاش می شد به 2500 تقلیل یابد درحالی كه ایران نزدیك به 7 هزار سال تاریخ دارد وقبل از تاسیس دولت هخامنشی نیز دراین سرزمین هویت تمدنی وجود داشته است. درهمه این هزاران سال تاریخ، ایران حتی یك مورد مشكل نژادی یا قومی نداشته است. به عبارت دیگر در ایران جنگ مذهبی و جدال برسرایدئولوژی ها وجود داشته ولی حتی یك مورد تصفیه قومی یا تجزیه قومی ومشكل نژادی از جنسی كه در اروپا سراغ داریم، در این مرز بوم وجود نداشته است."
اظهری با اشاره به اینكه "امپراتوری ایران از زمانی كه به وجود آمده تا هنگامی كه به شكل كنونی اش در حوزه جغرافیایی تقلیل یافته، همگی ناشی از عملكرد حكومت مركزی یا حمله خارجی بوده است و هرگز هیچ قومی و هیچ قطعه ای در ایران با خواسته مردمانش از این سرزمین جدا نشده است" افزود: "بنابراین همه صحبت هایی كه در ارتباط با تجزیه قومی عنوان می شود، درواقع دمیدن به بوق از سرگشاد آن است."
وی تجزیه طلب واقعی درایران راكه عملكردش منجر به تجزیه شده، حاكمیت مركزی ذكر كرد و گفت: "مسایل قومی درایران دارای یك تاریخ 100 تا 120 ساله است و از زمانی آغاز شده كه حاكمیت رضاشاه تلاش كرده یك دولت ـ ملت جدید را تعریف كند كه درآن ملت ایران را به یک قوم فرو بكاهد به نحوی كه همین امر منجر به ایجاد تضاد درتاریخ ایران شده است. این ایجاد تضاد از زمانی كه آموزش و پرورش مدرن برای تعمیم هویت قوم پارس به بقیه اقوام ایران، ایجاد شد، شدت بیشتری یافته ودرمقاطع مختلف در اشكال متفاوت ظهور وبروز پیدا كرده است."
وی ظهور رضاشاه یك سركوب قومی فراگیر ذكر كرد و گفت: "این سركوب در سراسر ایران از آذربایجان گرفته تا گیلان، خراسان، جنوب، كردستان، و جود داشته تا معنایی از حاكمیت ملی خود ساخته تسلط پیدا كند به صورتی كه پس از این مرحله به صورت سیستماتیك، ما شاهد نفی اقوام ایرانی در حكومت های قبل وبعد ازانقلاب به صورت خود آگاهانه یا نا خود آگاهانه هستیم."
اظهری در ادامه با اشاره به اینكه "اگر قومیت ها ی ایرانی در خارج از مرز امتداد نداشتند این امكان وجود داشت كه آنان به نحوی استحاله شوند یا از میان بروند" افزود: "با توجه به این شرایط درنظرنگرفتن شرایط قومی جز آنكه به تضاد ملت ـ دولت و تضاد مركز- پیرامون بیفزاید هیچ نتیجه دیگری در درازمدت نخواهد داشت و امتداد این سیاست منجر به گسست و تجزیه طلبی در سطح ملی می شود."
وی افزود: "جریاناتی كه می خواهند هویت متكثر وسیع ایران را به هویت فارس تقلیل بدهند، این ها دقیقا تجزیه طلب بوده و قومیت انحصارگرا به شمار می روند. قوم گرا به معنای این است كه كسی یا قومی بخواهد دیگران را حذف و یك هویت وآن هم هویت خود را به هویت دیگران تحمیل كند و این همان تفكری است كه درتهران میان اغلب گروه های سیاسی حاكم است. ملت گرای ایرانی نیروهایی هستند كه دراقصا نقاط ایران، ایران را همانطور كه هست می خواهند. ایران همان طور كه هست، كشوری است با زبان ها، ادیان، فرهنگ ها و فلكلورهای مختلف. كسی كه این ها را نفی كند در واقع ایران را نفی كرده است."
وی درادامه، كسانی راكه "نافیان تكثر فرهنگی ایران هستند موانع اصلی بازگشت به تاریخ قدرتمند ایران زمین" ذكر كرد و گفت "كسی كه عرب را نفی می كند به یك معنا امتداد ایرانی مردمانی را نفی می كند كه در گذشته با یکدیگر هم سرنوشت وبر سریك سفره بوده اند". اظهری انكار قومیت ها را در موازین اقتصادی كشور جستجو می كند ومی گوید: "توجه داشته باشید كه انكار به معنای جدیدش این است كه بودجه كافی به بخش های اقتصادی و فرهنگی اختصاص داده نمی شوداز این رو برای این هویت واقعی هیچ مابازاء برنامه ای وبودجه ای قایل نیستند. از این رو فكر می كنند اگر ما را رها كنند ما خود به خود مستحیل می شویم درحالی كه این ادبیات در آن سوی مرز پایگاه داشته و دارد به صورت بالنده ای به حیات خود ادامه می دهد. امواج ماهواره ها واینترنت این مسایل را به سرزمین ما وارد می كند. در نتیجه روی ریل هویت وزبان وروی ریل مذهب اهل تسنن و تشیع، به جای اینكه به سوی یك ایران قدرتمند برویم، اگر كسی به دنبال احراز هویت باشد ازحاكمیت مركزی ایران دورتر می شود. ماتصور می كنیم كه این یك خطر بزرگ ومهم برای وحدت و آینده ایران است. این خطر امروز كه دوران تبادل اطلاعات از طریق ماهواره ها واینترنت است بیش و قوی تر از گذشته مطرح است."
اظهری دركنار مسئله فوق "ناكارآمدی مدیریت هرمی و ضرورت رسیدن به سیستمی از مدیریت اجتماعی در الگوهای جدید مدیریت شبكه ای" و با طرح این پرسش ها كه آیا سیستم مدیریت متمركز فرم مطلوبی است یا خیر، آیا فدرالیسم بهتر است یا اداره حكومت از مركز، گفت: "نیروهای ملی ـ مذهبی و دیگر گروه ها نیازمند آن هستند كه درباره این مسایل مفهوم سازی كرده و ملت گرایی مطلوب ایران را باز تعریف وسیستم به یادگارمانده از دوران رضا شاه و پرورده شده توسط روشنفكران آن دوره را نقد كرده و تفاوت ها ی خود را با آن بینش مشخص كنند.همچنین گروه های ایرانی نیازمند آن هستند كه از نظر مذهبی با شوونیسم تكلیف خود را روشن ومعلوم كنند كه از هیچ دیدگاهی قایل بودن به ضرورت تفوق حاملان یك زبان، فرهنگ، سنت و فلكلور بربقیه زبان ها و فلكلورها ودیدگاه ها توجیه دینی ندارد. حتی قشری ترین نیروها در شرایط كنونی از موضوع ارجحیت یك فرهنگ برفرهنگ های دیگر حمایت نمی كند چه رسد به این مسئله كه یك جریان مترقی مذهبی به این دست از امور حساسیت نداشته باشد."
اظهری سپس به دیدگاه هایی كه به توسعه انسانی باور دارند اشاره كرد و گفت: "این دست از دیدگاه ها قبول خواهند كرد كه ضرورت توسعه انسانی ایجاب می كند كه ما هویت متكثر ملی خود را به رسمیت بشناسیم و تضعیف اقوام ایرانی را به مثابه معلول شدن آن ها تلقی كنیم. به عبارت دیگر كسانی كه نمی توانند به زبان خودشان سخن بگویند بنویسند، بخوانند، ارتباط برقرار كنند و كار اداری انجام بدهند یا آموزش ببینند، این ها مانند كسانی می مانند كه دست و چشم آنان یا قسمتی دیگر از اندام هایشان را از دست داده اند. ذهنیت خلاق این دست از آدم ها دچار محدودیت های اساسی است و این است كه شما می بینید كه جغرافیای فقر وتوسعه نیافتگی دركشور با جغرافیای اقوام منطبق است، از این رو همان مردمی كه از خواندن ونوشتن به زبان خودشان محروم شده اند، فقر و توسعه نیافتگی هم به دنبال این موضوع برآنان نازل شده است و در مشكلات پیتچیده اقتصادی وفرهنگی به صورت توامان درگیر هستند."
وی افزود: "كسانی كه از حقوق بشر صحبت می كنند باید بدانند كه بخش بزرگی از حقوق بشر معطوف به حقوق قومی است، از این رو نمی توان از حقوق بشر صحبت كرد و بخش هایی از آن را كه مرتبط با مسایل قومی و... است داخل پرانتز گذاشت و روشنفكران تهرانی ما اغلب این گونه هستند."
وی در ادامه با بیان اینكه "این چه مدل دموكراسی است كه ازآن دفاع می كنیم كه همه چیز در آن وجود دارد ولی مردمان عرب، مردمان كرد، مردمان بلوچ در آن" جایگاهی ندارند گفت: "در واقع آن جایی كه به مسایل واقعی مردم ایران بر می گردد، الگویی را اختراع كرده ایم كه براساس آن می گوییم اول باید دموكراسی ایجاد شود، سپس مسایل اقوام، بعد زنان و... قابل طرح خواهد بود."وی درادامه به مفهوم دموكراسی پرداخت وگفت: "دموكراسی به معنای آن است كه اجازه بدهید مردم مطالبات خود را مطرح كنند. هنگامی كه مردم مطالبات خود را به صورت مسالمت آمیز مطرح كنند وجود دموكراسی از نگاه ناظر خارجی نیز مسجل خواهد بود چرا كه همگان می توانند حق خود را مطرح كنند. دموكراسی مجرد از این حقوق نبوده و بدون آن ها نیز امكان تحقق ندارد."
اظهری با تاکید بر اینكه جنبش مسلمانان مبارز از جمله احزابی است كه به این موضوع توجه كافی در مرامنامه خود نشان داده است گفت: "البته این توجه كافی نبوده ولی از روزهای آغازین پیدایش جنبش توجه به مسئله قومیت وجود داشته، به نحوی كه در صفحه دوم مرامنامه در بخش هدف های اساسی ما آمده است كه «هدف اساسی ما كمك به فراهم آمدن شرایطی است كه درآن همه افراد جامعه بدون تبعیض جنسی، مذهبی، قومی وزبانی، آزادی، استقلال فكر، وجدان وارا ده خود را بازیابند وضمن غلبه برموانع درونی و بیرونی استعدادهای انسانی خود را پرورش دهند وبا بهره مندی از یك زندگی پرنشاط، خلاق وصلح آمیز برای تكامل هرچه بیشتر شخصیت وزندگی فردی و حیات جامعه خویش ودیگر اعضای جامعه همكاری نمایند». درصفحه 5 دربخش هدف ها بند6 از بخش دوم هم آمده است كه «تامین حقوق برابر سیاسی ومشاركت همه اقوام وزیرمجموعه های ملیت ایرانی درچارچوب نظام فدراتیو و شورایی ورفع هرگونه تبعیض ناشی از تفاوت های مذهبی، نژادی وقومی است». در بند هفتم از بخش دوم مرامنامه جنبش هم اشاره شده كه «تامین حق حاكمیت همه اقوام از طریق تاسیس شوراهای ایالتی با حقوق خود گردانی درچارچوب وحدت ملی وارضی و اعطای حق حفظ زبان ودیگر عناصر قومی و ملی» میسر است. یا اینکه «تامین حقوق كامل وبرابر برای همه اقوام وملت ها واقلیت های دینی ومذهبی، و احترام به استقلال فرهنگی اقوام ایرانی، و حمایت از حق تصمیم گیری و اداره جامعه خویش در چارچوب وحدت ملی و تمامیت ارضی كشور و با تكیه برگسترش نظام شورایی و فدراتیو» است.... با این همه تصور براین است كه مسایل قومی هنوزبه اندازه ای كه لازم است مورد توجه نبوده و اهتمام كافی برای حل این مسئله مبذول نشده است. تاكیدمی كنم كه تحلیل همه احزاب وگروه ها ازجمله گروه های ملی ـ مذهبی و جنبش مسلمانان مبارز به عنوان بخشی از ملی- مذهبی ها می تواند در باره فهم مسایل قومی و ارائه راه حل برای گشودن گره های موجود موثر واقع شود."

همیشه گفتم زیباترین نام برای استان " کردستان " ، اردلان است و زیباترین نام هم برای استان " سلیمانی یه " ، بابان هستش ُ اما خیلی ضروری است حدااقل ما کردها هر چه زودتر در بیانه ها و گفتمانمان یه خط قرمز روی نام آذربایجان غربی بکشیم و فقط نام اورمیه که خاک کردستان است نام ببریم .چون ترکها چشم طمع به این سرزمین کردها را دارند و نام استان آذربایجان غربی خیلی مضحکانه است خواننده ی عزیز متاسفانه این بخش ما فقط تحیلیلی خیلی با عجله می باشد که متاسفانه تحلیل اینجانب کاستی های دارد بهمین خاطر تقاضای هر گونه همکاری می نماییم از کسانی که در این بابت بنده ی حقیر را یاری فرمایند .همچنین امیدوارم که در این باب هر چه از قلم افتاده خواننده ی عزیز برای من امیل فرماینند تا مطالب فوق را بدون کم و کاستی تقدیم تمام عزیزانی نماییم که می خواهند در مورد این استان بیشتر بدانند مشکل مرز تنها مربوط به یه کشور یا یه ملت بخصوصی نمی شود . بلکه کمتر ملتی می توان در این جهان دید که مشکل اینچنینی نداشته باشد حتی در کشورهای پیشرفته و صنعتی غربی ، سر چند دهکده و یا آیهای که هر دو کشور همسایه از آن استفاده می کنند مشکل ساز شده است. اما متاسفانه مشکل مرز در کشورهای جهان سوم به دلیل بی فرهنگ بودن جامعه و دیکتاتوری ها ی بزرگ در این ملل خیلی خطرناکتر و وحشتناک تر می باشد متاسفانه در کشورهای عقب افتاده که بحث و مدارک تاریخی قابل فهم و شعور ملتهای ظالم وزروگو نیست کمترین بها خون انسان بی گناه و تجاوز به عنف و فرهنگی می باشد. در واقع جای بحثی در این مواقع پیدا نخواهد شد در حالی که در کشورهای صنعتی و پیشرفته با چند نشست و گفتگو پیرامون آن مسئله قابل حل می باشد و.....................
انچه مرا به نوشتن این مطلب واداشت اهانتها تهمتها یی بود که از طرف برخی از وبلاگ نویسان و فعالان مدنی ترک وابسته به رژیم اشغالگر ترکیه به ملت قهرمان کرد می شود. البته ما به عنوان انسانهای ازاده، مستقل و صاحبان تمدن ماد به هیچ وجه مقابله به مثل نکرده ونخواهیم کرد وبه کلام وزبان مقدسی که خداوند متعال بر کاممان نهاده خیانت نخواهیم نمود. متاسفانه جریان هویت خواهی ترکها از بدو تولد به خوی دگر ستیزی آلوده گشته ،و آنچه مسلم است مردم ترک با بحران شدیدهویتی روبرو است و از کسانی که قصددارند زندگی مسالمت امیز دو خلق کردواذری را مخدوش نمایند کردوکردستان را دشمنان آذزبایجان مینامند ودر این راه از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند. اذری ها رابر علیه کردها می شورانند واهل سنت وجماعت را مورد اهانت و دشنام قرار می دهند.مهاباد این قلب تپنده کردستان را جزوی از خاک باکو وکرمانشاه وکرکوک را قسمتی از اذربایجان بزرگ می دانند. روزی نیست که نشریاتی که خود را ترک دانسته وحامی حقوق اذربایجان قلمداد میکنند بر علیه کردها قلم فرسایی ننمایند.کسانی که حتی کردها راندیده اند ومعلومات انها از حد یک عامی تجاوز نمی کند....
ما چه می گوییم؟؟؟؟؟؟؟
ملت کرد با سابقه درخشان وتاریخ خونبار هیچ ملت دیگری را دشمن خود ندانسته وهر دستی را که به قصد یاری به سوی او دراز شده باشد به گرمی می فشارند. کردها وجود هیچ ملتی را مساوی نابودی خویش ندانسته واز طریق انکاردیگران به اثبات خود نمی پردازند.یونانی ها روس ها ارمنی ها فارس ها( همان هم نژادهای خود) و... را رقبای تنفسی خود نمی دانند وهیچ گاه درطول تاریخ الت دست دیگران نشده اند. چرا مطالبات به حق ملت کرد باید به دستاویزی برای دشمنی ترک ها تبدیل گردد وتحقق انها مایه نابودی انها شود.؟؟؟
بدون شک کردها صدها سال است که هویت اصیل خویش را درک کرده و برای دفاع از ان چه رنجها که ندیده اند....... اگر چه امروز کردها در اذربایجان غربی مورد تبعیض ،ظلم و محرومیت اشکار هستند ولی با این همه باز به اقتضای فرهنگ عالی وتمدن اصیل خویش نه فارسها و نه اذری ها را مسول نمی دانند. اعمال فشار اقتصادی ومحرومیت بر مناطق کردنشین ارومیه،اجرای سیاستهای انکار وامحای فرهنگی ،تبعیض ، همه وهمه باعث ایزوله شدن و خودباختگی کردها نشده ونخواهد شد. بدون شک صاحبان این اب وخاک کسانی هستند که به خاطر ان خون داده اند ازجان ومال وفرزند گذشته اند،فرهنگ خویش را پاس داشته وبه فرهنگ ملتهای دیگر نیز احترام گذاشته اند.در طول تاریخ خونبار کردها ُ همیشه ان که از بین رفته ظالم بوده وان که بر جای مانده ملت کرد... و این همه انتظاری است که از صاحبان کهن ترین تمدن های بشریت می رود در ضمن کردها ایرانی اصیل هستند و به قول بارزانی هر کجا کرد هست آنجا ایران است
پاینده باد سرزمین اهورایی
آیا می توان با احساسات مردم در این برهه ی حساس زمانی بازی نمود؟
آیا می توان امید داشت مردم کرد شهرستان نقده بار دیگر به صندوق های رآی گیری اعتماد کنند؟
آیا گناه کاندید کرد به راستی چی بود؟ تنها کرد بودن ایشان یا .................
آیا بار دیگر دستهای از پشت پرده در کار ...................... ؟
از همه ی علاقمندان دعوت به عمل می آید در این نظر سنجی شرکت نموده و در صورت امکان مقالات خود و یا خاطرات و مشاهدات خود را از وقایع انتخاباتی نقده و اشنویه برای ما ارسال نمایند تا بتوانیم به هر چه روشنتر شدن وقایع کمک کنیم.
http://entekhabatenaghadeh.blogfa.com/
This Template Designed By GNM.Blogfa.Com
-------------------------------------------------------------------------------------------------------