كرد ايرانی است هر کجا کرد باشد آنجا ایران است
كرد ايرانی
درسایت بازتاب وابسته به دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام آقای میر مهرداد میرسنجری می نویسد:
سخنان اخير چند نفر از نمايندگان كرد مجلس شوراي اسلامي در حمايت از تحركات جدايي خواهانه نگراني عميق بسياري از ميهن دوستان ايراني را در پي داشته است. آنچه در اين رهگذر قابل تأمل است اين كه بسياري از اين سخنان ناشي از غفلت و عدم آگاهي از تاريخ و پيشينه كهن فرهنگي ايران زمين است كه طرح اينگونه مسائل را به دنبال داشته است. بي ترديد وضعيت كردهاي ايران به هيچ روي با كردهاي ساكن تركيه، عراق و سوريه نبايد در يك قياس قرار گيرد چراكه هموندی چندهزارساله كردها در بستر تمدن آريايي ايرانزمين، شاكله سترگ تاريخي، فرهنگي، نژادي و زباني را شكل داده كه فجايع عظيم تاريخي همچون حمله اسكندر و... هم نتوانسته اين پيوند را بگسلد.
پيوستگي تاريخي كردها با ساير ايرانيان
بنا بر نظر غالب پژوهشگران و محققان غيرايراني، كردها كه از قوم ماد هستند، همواره در طول تاريخ به عنوان قومي آريايي از فرهنگ، نژاد و زبان مشتركي با ديگر ايرانيان برخوردار بودهاند و زبان كردي به عنوان يكي از كهنترين گويشهاي ايران باستان شناخته شده است. هويت قوم كرد هم همواره با مليت ايراني عجين شده است. «هنري فيلد» در كتاب «مردمشناسي ايران» مينويسد: «كردها از حيث زبان و خصوصيات جسماني، ايراني هستند و به عنوان شعبهاي از نژاد ايراني از حيث زبان، اخلاق، عادت و شيوه معيشت با ساير ايرانيان داراي جهات اشتراك هستند».
«دانيلو» نويسنده غربي نيز در اين باب نوشته است: «كردهاي تركيه هم از حيث زبان و خصوصيات جسماني ايراني هستند». «لرد كرزن» هم گفته كه: «زبان كردها، لرها و بختياريها شبيه زبان فارسي است و چندان تفاوتي با هم ندارند». اما مردم کرد به واقع یک ملت است و باید با احترام کامل با آنان برخورد نمود
يكي از قديميترين اخباري كه درباره كردها در دست است، كتاب «Anabasis» يا سفرنامه جنگلي گزنفون (xenephon) سردار لشكر، جغرافي دان و مورخ يونان باستان است كه رويارويي كردهاي ايراني را در قالب سپاه اردشير دوم هخامنشي (401 ـ 400 پيش از ميلاد مسيح) با يونانيان باستان [در منطقه اربلا (اربيل امروزي) پایتخت کردستان عراق] شرح ميدهد كه منجر به شكست ارتش ده هزار نفره ی يونان شد.
«استرابون» جغرافيدان و مورخ يونان باستان در چند قرن پيش از ميلاد درباره چگونگي تربيت و پرورش بدني جوانان كرد مينويسد: «جوانان کرد را چنان تربيت ميكنند كه در سرما و گرما و بارندگي تاب و توان داشته، ورزيده باشند. اينها را كردك (kardak) گويند».
رشيد ياسمي هم مينويسد: «در حصول پيشرفتهاي دولت ايران در زمان مادها در فتح نينوا و در زمان هخامنشيان در غلبه بر يونان و در دوران اشكانيان و ساسانيان در دفع روميان و در بعد از اسلام در جلوگيري از مهاجمان و هزاران موقع سخت ديگر بعد از آن، افواج كردان را در صف مقدم سپاه ايران ميبينيم كه براي حفظ استقلال ايران ميجنگند».
پيشنيه جدايي سرزمينهاي كردنشين از خاك ايران
نخستين جدايي كردها از سرزمين ايران بزرگ، پس از نبرد چالدران بين شاه اسماعيل صفوي و سلطان سليم پادشاه عثماني صورت گرفت كه ارتش ايران طي نبردي غافلگيرانه با كمتر از سي هزار نفر در برابر ارتش 120 هزار نفره عثماني كه به توپخانه و سلاحهاي آتشين مجهز بودند، شكست خورد و بخش هاي وسيعي از بيست امارت نشين كرد (كه دو سوم كل مناطق كردنشين ايران را تشكيل ميدادند) به ويژه حاكم نشين برليس در قلمرو عثماني قرار گرفت. البته بعدها شاه عباس كبير و نادرشاه افشار توانستند بخشهايي از اين سرزمينها را به مام ميهن بازگردانند، ولي بي كفايتي پادشاهان قاجار به ويژه فتحعلي شاه و محمدشاه قاجار و دسايس استعمار انگليس و روسيه سبب شد بخش هاي وسيعي از كردستانات و بغداد از قلمرو ايران جدا شده و به عثماني ملحق شوند. مناطق كردنشين عثماني پس از شكست اين كشور در جنگ جهاني اول بين سه كشور تركيه، عراق و سوريه تقسيم شدند... .
پيشينه مقاومت كردها در برابر اشغالگران بيگانه
كردها همچون ديگر ايرانيان از اعتقادات اصيلي همچون احترام به پاكيزگي آب، خاك و آتش برخوردار بودهاند كه هم اكنون نيز بسياري از رسوم كهن ايراني همچون جشنهاي نوروز و چهارشنبه سوري را با شكوه منحصر به فرد در مناطق كردنشين پاس داشته ميشود. كردها از دوران باستان به كيش يكتاپرستي زرتشتي اعتقاد داشتهاند كه بعدها به دين اسلام تغيير يافته است. در پوست پاره اي كه چند سال پيش در سليمانيه به دست آمده، سوگنامهاي به زبان كردي مربوط به چهارده قرن پيش به دست آمده كه ترجمه بخشي از آن عبارت است از: «معبدها ويران شد، آتشها خاموش، بزرگ بزرگان خود را نهان كرد، زنان و دختران به اسيري رفتند، دليران در خون غلتيدند... » كردهاي سرزمين عثماني همواره با ظلم بي حد تركها روبهرو بوده اند به گونهاي كه با اعتراف صريح مورخان ترك، عثمانيها بيش از چهار صد هزار نفر از كردهاي تكلو را به قتل رساندند. بیش از 5000 هزار روستا را با خاک یکسان نمودند ، شهرهای آباد کردها را به ویرانه تبدیل نمودند و رويارويي كردها عليه مظالم عثماني از آغاز جدايي اين سرزمينها از ايران آغاز شد و نزديك به ده جنگ بين آنها به وقوع پيوست. خاطرات نوري پاشاف، ژنرال كرد عثماني كه براي رهايي كردها از يوغ ترك ها قيام خود را در كوههاي آرارات و شرق تركيه آغاز كرد و قيام نافرجام او به پناهنده شدن او به سرزمين مادري، ايران انجاميد ، قابل تأمل است آنجا كه گفته است: «سلحشوران كرد گويي شيران نبرد رستم و اسفنديار، با خون ايراني خود جهت حفظ هويت نژادي و فرهنگي كهن آريايي خود در برابر دشمنان تا بن دندان مسلح عثماني به مقاومت برخاستند... ».
علاوه بر كردهاي تركيه، كردهاي عراق هم جهت احقاق حقوق پايمالشده خود قيامهاي دامنهداري را تدارك ديدند كه قيام شيخ محمود زنده یاد در سالهاي 1325 تا 1939 از مهمترين آنها بوده است. اين نبرد با نيروهاي انگليسي و اعراب عراقي در نهايت به شكست انجاميد و شيخ محمود مفيدزاده هم به ايران پناهنده شد. نبردهاي شيخ احمد بارزاني نيز از سالهاي 1933 و 1934 در كردستان عراق آغاز شد كه بعدها توسط برادرش ملامصطفي بارزاني ادامه يافت. در نبردهايي كه بين كردها و ارتش عراق در طول سالهاي 1943، 1945، 1946 و 1947 درگرفت، ضربات سختي به رژيم عراق وارد آمد ولي اوج اين درگيريها در سالهاي 1956 تا 1971 بود كه قيام كردها عليه حاكمان خونخوار بعث عراق، به اوج خود رسيد. سرانجام اين قيام نافرجام نيز با پناهنده شدن ملامصطفي بارزاني به ايران پايان يافت. جملهاي مشهور از ملامصطفي به يادگار مانده كه هنوز در اذهان زنده است و آن اينكه «هرجا كرد است، آنجا ايران است».
فرجام سخن
تفاوت هاي آشكار فرهنگي نژادي كردها با ترك هاي عثماني{ ترکیه ی امروزی } در طول سالها موجب ممنوعيت كاربرد نام «كرد» و مجازات زندان براي مردمي بود كه از اين نام استفاده ميكردند و اين فشارهاي فرهنگي تا آنجا گسترش يافته بود كه كردها از بزرگداشت رسمي سنت آبا اجدادي ايراني نوروز و چهارشنبهسوري تا اين اواخر محروم بودند، تركهاي عثماني هيچگاه كردها را با اين نام باشكوه نميخواندند بلكه به آنها «تركهاي كوهستاني»!! ميگفتند و سخن گفتن به زبان زيباي كردي در تركيه به صورت رسمي ممنوع بود، گو اينكه فشارهاي بينالمللي سبب شده كه به تازگي بخشي از اين سختگيريها كاهش يابد، از سوي ديگر سختگيري بي حد سران پان عرب بعث عراق در طول دههها ظلم و جور بر كردهاي عراق بر كسي پوشيده نيست كه نقطه اوج آن كشتار پنج هزار زن و مرد و كودك و پير در حلبچه به دست رژيم نژادپرست عراق و نيز 180 هزار مفقودالاثر كرد در قيام دهه 1990 بوده است.
در پايان بايد گفت كردها به عنوان نسل غيور و فرزند خلف كاوه آهنگر كه ايرانيان را از ستم ضحاك ستمگر رها ساخت و درفش ملي ايران زمين را به دست فريدون داد، هيچگاه احساس بيگانگي با ديگر ايرانيان نداشتهاند و اشتراكات كهن نژادي، آييني، فرهنگي، زباني و... و افتخاراتي همچون كتيبه بيستون و طاق بستان و غيره نمادهاي مشترك كردها و ديگر ايرانيان به شمار ميروند كه اين پيوند تاريخي را استوارتر ساختهاند. آنچه در حال حاضر بايد به آن توجه شود، پرهيز انديشمندان كرد از وسوسههاي دشمنان ايرانزمين است كه از هر فرصتي براي ايجاد اختلافهاي قومي در جهت تجزيه و كوچكتر كردن كشور ايران سود ميجويند، بيترديد نگرش نوين به توسعه همهجانبه سرزمين كهن كردستان ايران و توجه و سرمايهگذاري شايسته بر روي منابع طبيعي و طبيعت زيبا و منحصر به فرد آن ديار و هم زمان به كارگيري بيش از پيش نخبگان و سهيم كردن هرچه بيشتر شايستگان علمي فرهنگي كرد در بدنه دستگاههاي اجرايي كشور، علاوه بر اينكه استفاده بهينه از تمامي ثروتهاي مادي و معنوي كشور عزيزمان ايران را در پي خواهد داشت، بهانهها و دستاويزهاي دشمنان قسمخورده ايران و ايراني را براي تجزيه ايران نقش بر آب خواهد ساخت .
نوشته شده توسط : هه لو | چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 | 19:11 |
+ | موضوع:
|