|
|
ریشه های تعصب نژادی در شهر همیشه کردستانی نقده اصولا تعصب بر نژادی خاص یا نژادپرستی مصداقی است بر این جمله : همه چیز برای نژاد من و هیچ برای سایرین؛ یعنی شخص حاضر باشد برای نشان دادن برتری نژادی خود چشم بر واقعیات بسته و تخریب و تقبیح سایر نژادها را پیشه ی خود سازد.البته این امکان وجود دارد که در این میان برخی واقعیات بر زبان آورده شود ولی در کل مفاهیم بر پایه ی احساسات است تا تعقل. اهمیت این موضوع زمانی معلوم می شود که به کانون ایجاد تعصبات نژادی بنگریم ، جایی که نژادهای مختلف با فرهنگ های گوناگون در کنار هم زندگی می کنند.در این بین لازم است جرقه ای برای ایجاد اختلاف و تحریک احساسات زده شود، تا تعصبات نژادی یا نژاد پرستی به اوج خود برسد. هدف از این مقدمه پرداختن به علل و عواقب تعصب در شهری چون نقده که از دیرباز شاهد زندگی دو ملت کرد و آذری در کنار همدیگرمی باشد،است.
جریانات معاصر در نقده،بویژه جنگ داخلی نقده در سال 1358هجری شمسی همان جرقه ای بود که در بالا به آن اشاره شد.هم اکنون نقده مرکز فوران احساسات و تعصبات قومی (چه آذری وچه کرد) می باشد.براستی چرا؟ کدامیک مقصرند؟آیا علت سومی (جریان های محرک) نیز در این بین وجود دارد؟ جواب این سوال ها برای شخصی که دراین شهر زندگی میکند چندان دشوار نیست.هدف این نیست که در این مقاله عمدا بار این گناه بر دوش قوم خاصی گرانی کند، بلکه هدف بیان واقعیات است ،تلخ یا شیرین! نقده که تنها حدود 50 کیلومتر با مهاباد( مرکز حکومت کردستان در سال 1324)فاصله دارد از دیر باز پذیرای دو ملت آذری و کرد بوده است، ولی نه با این نسبت جمعیتی که امروزه در قسمت شهرنشین شاهد آنیم،بلکه با نسبتی کاملا عکس.آنچه از کتابها و دست نوشته ها وحتی خاطرات (قبل از انقلاب ایران) برمی آید،نقده در آن دوره شاهد نسبت جمعیتی 60 تا 70 درصد کرد در سطح شهر و بیش از 95 درصد در روستاها بوده است.امابا روی کار آمدن دولت جمهوری اسلامی وفعالیت اپوزسیون ها درایران وبالاخص در کردستان وضعیت کمی تغییرکرد.درآن سالها،فعال ترین حزب های قومی،حزب های کردستان بودند که کانون فعالیت آنهادرکردستان بود.درجنوب استان آ.غ نیزاین احزاب وبالاخص حزب دموکرات فعالیت چشم گیرونفوذ بالایی دربین مردم داشت.حال دولت برای رخنه کردن درصفوف همبستگی مردم می بایست ناخالصی هایی را درجاهایی که استراتژیک وحساس می باشد ،به آنها اضافه کند.نقده بهترین مکان برای این نفوذبود و این اختلاف با مسلح کردن آذری ها ازجانب دولت ونیزکردها توسط احزاب شروع شد. جنگ نقده تحفه حسنی و دولتمردان آن زمان ایران می باشد،که باعث شد مردم دیگر به چشم شهروند به همدیگرنگاه نکنند، بلکه کینه و تعصب جایگزین حق وحقوق شهروندی گردد.بعد ازاین فاجعه ،نقده بیشترمورد توجه دولت قرار گرقت نه به جهت عمران وآبادانی بلکه برای کوچاندن عده ای به آن و کوچ دادن عده ای از آن برای برهم زدن وضعیت استان بالاخص در جنوب آن.آذریهایی از مراغه وهشترودوبناب بادادن پست های دولتی ووام های گزاف به نقده کشیده شدند.اما مگر این پایان ماجراست به علت بر چسب های سیاسی، کردهای این شهر نه حق استخدام شدن داشتند نه حق برخورداری از امکانات رفاهی.البته همین افراد درشهرهای کردنشین مجاور با آغوش باز مورد استقبال قرار می گیرند تاترغیب شوند که زادگاهشان را ترک نمایند. حال عده ای متعصب با چشمانی که تا حدقه در گوشت و پوست تعصب فرورفته برمیزهای اداری تکیه داده ونصف بیشتر شهر که از نژادمخالف می باشند،می بایست برای امورروزمره خود به آنها مراجعه کنند. چه پیش می آید؟عده ای با پشتوانه ای قوی دولتی،عده ای دیگر رابدون هیچ پشتوانه ای (ابتدا در ادارات) مورد ظلم و بی احترامی و عدم انجام امور مربوط به آنان قرار می دهند . در مدارس با همان روند فوق ،اکثرمعلم های آذری می باشند وبجزعده ای بقیه با نیت خیانت به این ظلم دیده ها،پادرمدارس کردها می گارند. معلم هاییکه بدون توجه به 30نفر دانش آموزدریک کلاس بازبانی صحبت میکنند که تنها شاید3نفر ازآنها متوجه شده باشندکه چه می گوید.چه انتظاری از27نفربقیه می رودآیا بایدانتظارداشت که مغزاین کودک یانوجوان مدرسه ای به درس کشیده شود،یا به حاشیه های قومی که سرانجام آن آتش تعصب است؟همین امرباعث شده که نقده در بین شهرهای مجاور،علی رغم درصدجمعیت بیشتر،کمترین قبولی ها رادرکنکورهای کشورداشته باشد. اینجا غزه نیست ولی دیوار حایل نامرئ وجود دارد که محل زندگی ،کسب وکار،ادارات و حتی مدارس کردها وآذریها را از هم جداکرده است (مگردرجاهایی که دیگرکردهامدرسه ای نداشته باشند ومجبور باشند به مدرسه های بخش آذری نشین بروند مانندمقاطع دبیرستان دخترانه و پیش دانشگاهی که البته سرانجام آن هر بنی آدمی رابه گریه می اندازد.) اینکه پست های اداری به شکل ناعادلانه ای به آذری ها وا گذارشده عاملی بسیارقوی در جهت کوچاندن کردها ازخاک پدری شان شده است. درانتخابات هم هرزمان که کردها بااتحادتوانسته باشندنماینده ای رابرگزینند،دوباره دست هایی ازپشت پرده وارد شده وغائله رابازدن برچسب براین مردم مظلوم خاتمه می دهندوآنهاراازاین حق که کسی به دولتمردان بگویدکه در این شهرچه می گذردمحروم می کنند.نمونه آن در انتخابات مجلس ششم نقده روی داد. وحشتناک ترازهم این ها می خواهندبامدارک جعلی ،نقده رابامختصرپیشینه ای که خدمتتان عرض شد،شهری خالی از کردجلوه دهند . تا جاییکه سعی در قرار دادن نامهایی کاملا جعلی برای بعضی از جاذبه های شهر وخود نقده را دارند.نامهای از قبیل سلدوز و ئیدی گوز که شاید کودکی چهار یا پنج ساله باشند و ماحصل ازدواج نامشروع پانترکها(که هیچ گونه حق تصرفی در این استان ندارند) و دولت مرکزی میباشند. این موضوع فقط منحصربه نقده نمی شودبلکه شهرهای مشابه استان(اورمیه،خوی،تکاب،سلماس،میاندوآب،شاهیندژ) نیز تحت تاثیر این موضوع می باشند بماندکه دربحث این تعصب مساله مذهب نیزواردشود.که دراین جانیزاهرم فشاردردست آذری ها می باشدچون هم کیش حکومت اندوکردهای این ناحیه غیر هم کیش.(البته خوشبختانه این مساله دربین کردها تاحدودی حل شده است ومردم واقع بینانه تربه آن می نگرندوعلت آنهم وجودکردهای شیعه درایلام وکرمانشاه می باشد.). بعداز بهار85(انتشارروزنامه ایران وتوهین به آذریها) شرایط سخت ترهم شد.آذری ها که تا این زمان بیشترتحت تاثیراحساسات مذهبی بودند بدون گذر ازمراحل آمادگی سیاسی وبدون هیچ تربیت سیاسی پای به مرحله ناسیونالیسمی گذاردندوالبته که حاصل آن مردمی متعصب تر، که آذری بودن رادرپان ترک بودن می بینندونه تنها ایران بلکه جهان رابه شکل یک ملتی وآنهم ترک می بینند،اینهاهمه دست به دست هم دادند تا این جماعت بدون هیچ منفعت سیاسی ودر نظر گرفتن روابط باهمسایه ها،این روابط راهرچه بیشترتیره سازند تاجاییکه به جای شعارهای مسالمت آمیز،ازیک طرف به فارس می تازندواز یک طرف به کرد. بدور ازکینه ورزی باید گفت که آسیمیلاسیون وژینو ساید امری غیر قابل انکار در این استان می باشد و آذری ها همان سیاست دولت ترکیه را در قبال کردها به اجرا در آورده اند، با این تفاوت که اینان به شکل ابزاری _ برای سرکوب سایر قومیت های ایران و بالاخص کردها_ در دستان رژیم مرکزی می باشند. حکومت مرکزی با هدف تفرقه های قومی در استانها وجلوگیری از اتحاد آنها در برابر این حکومت توتالیتر، اختلافاتی از این قبیل را به راه می اندازد. برگرفته از وبلاگ : ولات پاریز نوشته شده توسط : هه لو | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 18:21 | + | موضوع: |
|
|